يحيى دولت آبادى
370
حيات يحيى ( فارسى )
آمدن بايران با فسخ عزيمت نمودن وليعهد از مسافرت بآذربايجان از تهران اولى بسعى غير مستقيم سردار سپه و دومى بسعى مستقيم او در صورتى كه سلطان احمد شاه بايستى قياس كار خود را از كار وليعهد گرفته باشد . بهر حال شاه پول كشتى را براى خود و تمام همراهانش پرداخته است و پس گرفتن آن ممكن نيست و صرفنظر كردنش با خست او باز غير ممكن اين است كه ملكه سابق مادر خود و قسمت عمده از همراهان را با همان كشتى به طرف بصره و بغداد روانه مىكند و خود با يكى دو سه نفر از خلوتيان در پاريس ميماند بانتظار پيشآمدها بى آنكه شنيده شده باشد تشبثهائى براى جبران اين توهين و با نگاهدارى تخت و تاج خود كرده باشد مگر آنكه گفته شود اين آخرين تير نااميدى بوده است كه بدل و دماغ او رسيده و ديگر كار خود را گذشته دانسته باشد و سعى و كوشش را بىنتيجه . خبر نيامدن شاه در ايران منتشر شد و در ميان مردم بيعلاقه بپادشاه بيعلاقه بمملكت تأثير بدى نكرد مگر در وجود كسانى كه براى صلاح شخصى خود انتظار آمدن او را داشتند و البته در وجود وليعهد بسيار بد اثر مىكند زيرا كه اين خبر به آخر رسيدن سلطنت آنها را مىرساند علاوه بر سختى و بىتكليفى كه براى خود او هست و بر افسردگى او افزوده مىشود وقتى كه ميفهمد ملكه مادرش بايران وارد نشده بلكه از بصره ببغداد رفته است و در كربلا و نجف توقف خواهد كرد . اينك بمجلس شورايملى رفته ببينيم سردار سپه بدست كاركنان خود چگونه ميتواند به كار تغيير سلطنت رنگ قانونى بدهد پس از واقعه دوم فروردين يكهزار و سيصد و چهار ( 1304 ) هجرى شمسى يعنى اول اين سال و از ميان رفتن صحبت جمهورى بىاساس آرامى در مجلس حكمفرما شده دستجات مختلف به صورت ظاهر باداى وظيفه خود ميپردازند و در باطن كاركنان سردار سپه ميكوشند كار رياست مجلس را از چنگ مؤتمن الملك درآورده در دست خود بگيرند تا براى صورت قانونى دادن بتغيير سلطنت محذورى در هيئت رئيسه نبوده باشد . مؤتمن الملك رئيس مجلس بواسطه شخصيتى كه دارد و برادرش مشير الدوله در مجلس است و مورد توجه مىباشد با خيالات كاركنان سردار سپه در خوانده شدن